December 15, 2005

"صبح نزدیک است" بیانیه در سالگرد انتشار فراخوان رفراندوم

یک سال قبل در چنین روزهایی فراخوان کوتاهی برای جمع آوری امضاء برای درخواست برگزاری رفراندوم روی قانون اساسی ایران منتشر شد. اگر چه در کمتر از پنج روز از سوی حکومت ایران، سایت کامپیوتری که برای جمع آوری امضاءجهت اعلام همراهی با این درخواست در نظر گرفته شده بود , مسدود شد، اما علی رغم این انسداد حدود 37هزار نفر موفق شدند که آن را امضاء کنند. بیش از 400 نفر از شخصیت های حقوقی و حقیقی فرهنگی و سیاسی، در داخل و خارج از کشور از این درخواست پشتیبانی کردند.

 بیش از 300 مقاله جدی در دفاع یا در نقد این کار نوشته و منتشر شد. دهها مصاحبه و میز گرد مطبوعاتی و رادیو تلویزیونی و سخنرانی پیرامون این پیشنهاد به عمل آمد: و مهم تر از همه آنکه طیف وسیعی از نیروهای سیاسی کشور در داخل و خارج، از روحانیون طراز اول تا اساتید دانشگاه ها، از چپ تا راست، از جمهوری خواه تا مشروطه طلب، از دانشجویان تا زندانیان سیاسی برای نخستین بار نشان دادند که می توانند حول یک خواسته مشخص  با حفظ مواضع و دیدگاه های خود، وحدت و همسویی و هم جهتی در عمل برقرار سازند. در داخل ایران انتشار سه بیانیه بعدی با امضاهای بیش از پانصد نفر از شخصیتهای برجسته سیاسی – دانشگاهی و دانشجویی داخل کشور و طرح خواستی نزدیک با خواست اصلی فراخوان، یعنی تغییر قانون اساسی و ساختار کشور و در خارج از ایران برگزاری سمینارها و گرد هم آیی در کشورهای مختلفی چون سوئد و آلمان و بلژیک نشان داد که بخش های مختلف جنبش رفراندوم می توانند ضمن هماهنگی با یکدیگرو تعقیب راهکار وحدت در روش با حفظ تمایزات سیاسی و ایدئولوژیک و استقلال عمل ، همسو با کل حرکت و به عنوان بخشی از این جنبش عمل نمایند.

حوادث سالیان گذشته و به خصوص چند ماه اخیر، کشور را در سراشیب بحران و سقوطی انداخته که سرنوشت تک تک ایرانی ها را در خطر قرار داده است. اقدامات دولت فعلی که در یک انتخابات غیر مشروع زمام کشور را به دست گرفته از جهت حجم ندانم کاری و غیر کارشناسی بودن و دردسر آفرینی در تاریخ کشور ایران بی سابقه است. دخالت حکومت در زندگی خصوصی مردم شدت گرفته و عدم امنیت مردم از دست عمال حکومت افزایش پیدا کرده است. فقر و تبعیض بیداد می کند و در شرایطی که درآمد نفت بیش از سه برابر شده است و حقوق کارمندان و کارگران باید لااقل به دو برابر افزایش بیابد، دولت و مجلس به باند بازی های جدید سیاسی مشغول هستند و دست روی دست گذاشته اند..

حوادث یک سال گذشته به روشنی نشان داد که امکان هیچ اصلاحی  در راستای فرایند تحقق خواست تاریخی ملت ایران مبنی بر برقراری دموکراسی و دستیابی به توسعه و پیشرفت  در چهارچوب قانون اساسی فعلی کشور وجود نداردو تعقیب سیاسی ناکارامد اصلاح از درون منجربه  حاکمیت تمام عیار اقتدارگرایان و افزایش دخالت و اختیارات ولی فقیه شد. برگزاری یک انتخابات مخدوش دیگر ثابت کرد که انتخابات آزاد , موثرومنصفانه و مفید به حال  ملک و ملت در داخل ساختار قدرت ممکن نمی باشد و از این رو,  برگزاری یک همه پرسی با نظارت نهادهای بین المللی مسئول , خواستی منطقی و معقول از سوی ملت ایران است. اکنون دو صف روشن در کشور و درمیان نیروهای سیاسی , به وجود آمده است. در یک صف نیروهایی قرار گرفته اند که معتقدند صاحب واقعی کشور و صاحبخانه مملکت مردم هستند. برای حل تمام مشکلات تنها یک راه موجود است، پرسیدن از صاحبخانه و کسب تکلیف از ملت ایران. بنابر این خواهان تغییر قانون اساسی فعلی هستند و معتقدند نهاد حکومت باید مبتنی بردموکراسی , اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق های الحاقی آن بوده و تنها و تنها مشروعیت خود را از رأی مردم کسب نماید. پایه های قدرت حکومت نباید در نهادهای غیر منتخب مثل نهادهای دینی یا موروثی یا امتیازات طبقاتی و اشرافی قرار داشته باشد. همچنین حکومت نباید در امر دین و ایمان مردم دخالت نماید و باید نسبت به باورهای مردم و امور خصوصی زندگی آنان کاملاً بی طرف باشد. در سوی دیگر صف کسانی قرار گرفته است که با حفظ چهارچوب قانون اساسی فعلی، پایه مشروعیت حکومت را در جایی غیر از رأی و خواست مردم قرار می دهند و دست حکومت رادر دخالت در امور خصوصی مردم از جمله دین و ایمان آنان باز می خواهند و از این رهگذر بیشترین صدمه را در درجه اول به خود دین وارد می کنند.و در صورت تعقیب راه آنان ,یعنی راهی که هم اینک پیموده می شود, بحران های درون و بیرون جامعه تشدید  شده و کشور هر چه بیشتر در باتلاق خشونت و تباهی فرو می رود .

اما در این میان ,راه سومی وجود ندارد. آنان که در این میان مذبذب هستند و یکی برنعل و یکی بر میخ می کوبند وقت خود و ملت راتلف می کنند. دیر یا زود ناچار می شوند جای خود را در یکی از این دو صف تعیین نمایند.

این حجم عظیم استقبال و پشتیبانی و حرکت پس از انتشار یک فراخوان ساده برای امضای یک درخواست، حکایت از درستی هدف جنبش رفراندوم می کند. حرکت دموکراتیک و عیر خشونت آمیز و مبتنی بر مقاومت مدنی می تواند کشور را از وضع  بحرانی و گذرگاه پر آشوب فعلی به وضع مطلوب از طریق برگزاری یک همه پرسی هدایت کند.این بهترین و کم هزینه ترین راه برای شکست بن بست کنونی و نجات کشور است .

جنبش رفراندوم در ابتدای راه خود قرار دارد. انتشار فراخوان تنها طرح بک گفتمان بوده است. بحث های به عمل آمده بر عمق و وسعت این گفتمان افزوده است. دوران جنینی جنبش سپری شده و همسویی میان مبارزان راه آزادی برقرار شده است. سازماندهی مناسب , حرکت هم جهت , ضرورت درک موقعیت حساس کنونی , پرهیز ازخواسته های فردی و خودمحورانه  و شتابزدگی , اهمیت به کار جمعی و توافقات حداقلی و به تعلیق در آوردن  تمایزات ایدئولوژیک ومعرفت شناسانه و دیدگاههای چپ و راست اقتصادی تا حصول موفقیت جنبش دموکراسی خواهی    ، گامهای بعدی هستند که می توانند مقاومت مدنی مردم را برای تأمین خواست برگزاری همه پرسی محقق سازند و پشتوانه اجتماعی لازم را فراهم آورند .

 

به امید آن روز

علی افشاری، ناصر زرافشان، رضا دلبری، محسن سازگارا، اکبر عطری، محمد ملکی، عبدالله مؤمنی